××××
سلام علیکم![]()
گفتم دیگه آپ نمیکنم. . .ولی دلم واستون سوختیده شد
گفتم گناه دارین ازدوری من دق کنین واینا . . . بیام یه آپی بکنم.
دیگه موغع امتحاناس عمرا آپ کنم
بیخودی ام اسرار نکنین فک کردین الکیه؟ با این زبون خوشگلم
هی بیام ازینا واستون تعریف کنم شمام بیاین بخونین نضر نزارین برین
؟؟؟؟؟؟؟؟؟. . .
به کوریه چشم بحظیا میخوام مهندس بشم
. . .
پ.ن: با هاشم وهشمت آشتی کردم
....با خلالی جون آشتی ام
....کاظم هنوزدرحال منت کشیه
....با سجاد و چاقالو هنوز قهرم
...


با خلال دندون قهرم
امروز خنده دار ترین روز زندگیم بود
خیلی گیر میده به کلاس ما....
هی تو سالن صداش میکردیم
نزدیک بود دبیره پرتمون کنه بیرون

آخر رسیدیم به کیف هشمت هوووووورررررررااااا 
)
:
من پول دیدم)القصه
...جفتمون همزمان خم شدیم سکه رو برداریم که کله ی کدوییه هاشم محکم خورد به سر خوشگل من
.... من که همونجا مات و مبهوت
واسه چند دقیقه نشسته بودم بعد که به خودم اومدم هاشم که تو مقازه؟ مغازه؟مغاظه؟مقاضه؟مغاذه؟همون....نبودش،فروشندهه رفته بود پشت یخچالش دلشو گرفته بود،دلش درد می کرده حتما
یه آقاهه هم تو مقازه؟مغاضه؟مقاظه؟مغاذه؟ای بابا
منم بلند شدم رفتم بیرون تا پامو از در همون مقاظه گذاشتم بیرون شروع کرد به خندیدن
منم قهر کردم رفتم سر کلاس
..... اصلا به من چه
منکه غذامو خورده بودم
......
هاشم انقده خندیده بود که سیر شد
سلاااااااااااااااااااام
یه عالمه غایب داشتیم
خوشششششششش به حالشون ما که نرفتیم
منو نبرده مسافرت
بابام
اومده بودن فخط سوغاتیارو یادشون رفته بود بیارن
....دلم واسش تنگیده
.نکنه دیگه نیادش؟؟؟
....هیچیشو به من نداد منم قهر کردم باهاش
به عبارت دیگر یحنی هشمت و کاظم بچه های سرراهی ان و
کبری رو هم از تو جوب پیدا کردن...فک کنم واسه همینه اینقده وحشیه...
دماخم خونی شد خون اومد مامانم زدش.
(ولی من که میدونم همش ازالکی بود)
و ازینا و ازونا رفت با این دختره هشمت ازدوباج کرد
(آخی...نیگا آقا کاظم چه باکلاسه خوشگل خوشگل حرف میزنه)منم می خواستم دحواش کنم
....اونم گفت پس عاشختم
...بعدم که با هم عروس شدیم دیگه....



